تبليغاتX
مزديسنا

مزديسنا

توضيحاتي پيرامون دين زرتشت

نوروز

نوروز
نوروز یکی از بزرگ ترین جشن های ایرانیان است که از دیر باز در ایران برگزار می شد و آیین هایی خاص خود را داشت. در مورد خاستگاه نوروز نظرات فراوانی وجود دارد گروهی آن را به روزگار جمشید جم پادشاه کیانی و گروهی به دوره های پیش از این منسوب می دانند. این جشن از دیر باز تا کنون مراسم و آیین هایی داشته که برخی از آنها مانند خانه تکانی، سفره هفت سین، چهارشنبه سوری و زیارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال هنوز هم در بین ایرانیان برگزار می شود. اما این که این آیین ها از گذشته تا کنون هم به همین شکل امروز برگزار می شده، در طی قرون و اعصار تغییر کرده است. دکتر محمود روح الامینی مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در این باره معتقد است: «این جشن ها در گذشته به شکل های دیگری برگزار می شده است. آنچه امروز ما از جشن های ایرانی می بینیم صورت تغیر یافته براساس شرایط روز آن است.»
دکتر روح الامینی علت این امر را در این می داند که: «هیچ پدیده فرهنگی یکنواخت باقی نمی ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بیشتر پدیده های فرهنگی به مرور زمان تغییر می کنند. منتهی برخی زودتر و برخی دیرتر تغییر می کنند.» این مردم شناس معتقد است که ما باید این جشن ها را در ایران امروز مطالعه کنیم او علت این امر را در این می داند که: «ما امروز زندگی می کنیم و جشن ها را مانند همه پدیده های فرهنگی با مقتضیات زمانه مطالعه می کنیم.» البته شکل ظاهری این جشن ها امروز چون گذشته است یعنی بسیاری از آیین ها از قبيل نوروز مانند گذشته برگزار می شود اگر چه صورت مراسم به مقتضیات زمانه تغییر کرده است. مقداری از اين تغييرات نيز به دليل سفر مردم در اين ايام ايجاد شده است. در گذشته رسم بود که مردم در خانه بمانند. الان مردم بیشتر به سفر می روند. سفر در جشن های نوروزی نبوده است. این که این جشن از کی و چگونه تغییر کردند سئوالی است که کتاب های تاریخی پاسخ آن را به روشنی ارايه می دهند. دکتر روح الامینی معتقد است: «رد پای این سنت ها را در لا به لای کتاب های تاریخی، اشعار و حتی تصاویر به دست می آوریم. کتاب هایی مثل تاریخ بیهقی و دیوان اشعار شاعران که در آن اشعار بهاریه یافت می شود.» اما علوم اجتماعی این تغییرات را بازگو می کند درباره چرایی تغییر آن صحبتی به عمل نمی آورد. دکتر روح الامینی می گوید: «این که چرا این جشن ها تغییر کرده نکته ای است که علوم اجتماعی از پاسخ دادن به آن پرهیز می کند.» بررسی این جشن ها و آیین ها جزیی از فرهنگ عامه یا فولکلور به حساب می آید. دکتر روح الامینی می گوید: «این جشن ها و آیین ها بخش فرهنگ عامیانه ما است که به معنای دانش عامه است. یعنی چیزی یک شخصیت آن را به وجود نیاورده است زمانش معلوم نیست و قید مکان ندارد.» به عقیده این استاد دانشگاه: «جشن ها و آیین ها به مرور ایام تغییر می کند، ممکن است اسمش عوض شود يا شیوه برگزاریش تغییر کند. این تغییرات را خود مردم به وجود می آوردند. این تغییر بخشی از فرهنگ است.» دکتر روح الامینی می افزاید: «ما سه ویژگی برای فرهنگ داریم یکی این که دوام داشته باشد به طوری که یک نسل آن را تجربه کنند. عمومیت داشته باشد. اجباری هم نباشد.»
با تمام این تعاریف نوروز از کی آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن می گرفتند؟ دکتر محمود روح الامینی در مورد نوروز معتقد است: «نوروز یعنی جشنی که به مناسبت آغاز سال نو برگزار می شد. یعنی روزی که طول روز و شب به یک اندازه می شود. ایرانیان در این روز جشن می گرفتند الان هم این جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. این کلمات به زبان های دیگر هم راه يافته است عرب ها هم به عید «نی روز» می گویند. به جشن هم «مهرجان» می گویند که معرب مهرگان است.» این جشن در گذشته برای آغاز فصل کاشت برگزار می شد. همانطوری که الان هم آغاز سال کشاورزی اول فروردین است. اما در گذشته نوروز دقیقا اول فروردین برگزار نمی شد. هر چند بسیاری از محققین معتقدند که تاجگذاری جمشید که به روایتی بنیانگذار نوروز است در روز اول بهار بوده است اما دکتر محمود روح الامینی معتقد است که جشن نوروز جابجا می شده و در زمان های مختلف برگزار می شده است. مثلا در زمان فردوسی براساس آنچه از اشعارش بر می آید در پاییز برگزار می شد. یا در یک دوره آغاز پاییز بوده است. علت این امر شاید این بود كه براساس تقویم گذشته ایرانیان، هر دوازده ماه سال سی روز بود در آخر سال پنج روز اضافه می آمد که در اصطلاح به آن گاهنبار و یا خمسه مسترقه یا پنجه دزدیده شده می گفتند. چهارسالی یکبار باید کبیسه می کردند. به گفته دکتر روح الامینی: «این پنج روز، روز جشن همگانی بود. زمان فردوسی تیرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سی روز بوده و آن پنج روز هم که پنجه یا خمسه مسترقه که وجود داشته، حساب نمی شد در سال 1304 برای این که تقویم هماهنگ شود شش ماه اول را سی و یک روزه می کنند و پنج ماه دوم سی روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و یک سال سی روزه می گیرند. برای این که این مشکل حل شود.»

آیین های نوروزی در گذشته از ابتدای اسفند آغاز می شد اما جشن ها از پنجه آغاز می شد. دکتر روح الامینی می گوید: «در شهرهای آذربایجان هر چهارشنبه اسفند را به یک نام می خوانند چهارشنبه اول برای خرید، چهارشنبه دوم برای تمیز کردن خانه است، چهارشنبه سوم برای سبزی کاشتن و چهارشنبه چهارم برای دور ریختن وسایل زاید است. این رسم در شهرهای آذربایجان هنوز هم وجود دارد.» آیا این سنت ها پیش از اسلام بوده یا خیر؟ او با اشاره به برخی از سنت ها و آیین های نوروزی می گوید: «هر کدام از این مراسم علتی داشته است. علتش امروز گم شده اما جشن وجود دارد. ولی از اين كه از روز اول چگونه بوده هیچ چیزی در دسترس نیست.» شاید علت این امر این بوده که این جشن ها در حضور شاه برگزار می شده و هیچ شاعر و نویسنده ای از مراسم مردم چیزی ننوشته است. دکتر روح الامینی می گوید: «عامه مردم این باورها را داشتند باور مردم در مورد مسايل مختلف وجود داشته و دارد. مثلا هفت سین یکی از باورهای عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سین می گذارند. لباس نو پوشیدن در سال نو وجود دارد و در کتاب ها هم هست. خانه تکانی هم از گذشته وجود داشته الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوری مبحث مفصلی است این رسم در بین عامه مردم هست.» دکتر روح الامینی در مورد نحوه برگزاری این مراسم در گذشه می گوید: «اطلاعات ما در مورد این جشن ها از سیصد سال پیش به بعد به دلیل نیامدن در کتاب ها بسیار محدود است. ما نمی دانیم که پیش از دوره صفویه آیین های نورزوی چگونه بوده است.» بنا به نظر او شاید این مراسم و آیین ها بیشتر در بین مردم رواج داشته است. این مردم شناس می گوید: «مثلا سئوال می شود که چرا هفت سین داریم خوب همه ما می دانیم که هفت عدد مقدسی است و در بیشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سین و یا هفت چین بوده است کتاب ها اشاره ای نکرده اند.» وی همچنین می گوید: «یکی دیگر از مراسم دید بازدید نوروزی بود که در بین مردم وجود داشت زردشتی ها معتقد بودند که باید به دیدار هم بروند حتی اگر قهر بودند، می آمدند می نشستند. چای و يا چیز ديگري می خوردند و می رفتند ولی رسم بازدید را از بین نمی بردند. این سنت برای ارتباط مردم با هم بود. روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در این روز به گورستان می رفتند و با گذاشتن سفره هفت سین و شستن گور در گذشته خود او را جشن نوزایی طبیعت شریک می کردند. یکی دیگر از این سنت ها این بود، کسی که یکی از اقوامش را در طول سال مرده بود روز اول سال به دیدارش می رفتند شاید به این دلیل که در گذشته برای هرکسی که مرده بود مراسم سوم هفتم و سی ام و نوروز می گرفتند. خانه تکانی برای این بود که مردم سالی یکبار فرصت تمیز کردن خانه را داشتند کوزه هاي قدیمی را می شکستند.» دکتر روح الامینی در مورد مراسم چهار شنبه سوری نیز معتقد است شکل اجرای این جشن تغییر کرده است: «چهار شنبه سوری به این شکل بعد از اسلام بوجود آمده است. ما می دانیم که در گذشته ماه سی روزه بوده و هر روز سال يك نام داشته است که هنوز هم این اسم ها هست هنوز هم زردشتی ها روزها را بنام می خوانند مثلا روز اول ماه را روز اورمزد می گویند، هفته و روزهای هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همین وارد زبان فارسی شده است. فردوسی هم گفته است. البته ما در دوره پیش از اسلام جشنی به نام سوری داشتیم. الان چهارشنبه سوری جای جشن سوری را گرفته است. خود این مراسم هم تغییر کرده چون چهارشنبه سوری را در زمان صفویه و تا 50 سال پیش آخر ماه صفر می گرفتند. در ضمن جشن عربی هست که شب قبلش می گرفتند. جشن سوری سه روز آخر سال بود که آتش روشن می کردند. ایرانیان باستان برای آتش احترام زیادی قايل بودند و آتش را لگد نمی کردند. چراغ را هم می کشتند. به همین دلیل این جشن دچار تغییر شده است و از قالب اصلی خود خارج شده است.» اما این مراسم دچار تغییرات زیادی شده است ورود تکنولوژی های جدید و ابزار و امکانات شکل بسیاری از آنها را تغییر داده است. در دوره امروزی مسافرت ها نمی گذارد مردم جشن بگیرند. دکتر روح الامینی می گوید: «در گذشته این سفرها به شکل امروز نبوده چون امکانات سفر نبود. حالا می گویند شهردار شیراز به اولین مسافر نوروزی که وارد شهر می شود هدیه ای می دهد خوب این مخصوص امروز است در خیلی از شهرها نمایشگاه می گذارند. یعنی سعی می کنند یک جشنی برگزار کنند. البته مراسمی مثل سیزده آنچنان در بین مردم وجود دارد که حتی با ممانعت هایی که در یک دوره وجود داشت نتوانست جلوی مردم را بگیرند. الان هم اگر به تقویم نگاه کنیم می بینیم که در روز سیزدهم فروردین نوشته شده روز طبیعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سیزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل می شود. جنبه های دینی را هم به آن اضافه می کنند. عیدی دادن و عیدی گرفتن از رسوم قدیمی است. معمولا در کتاب های تاریخی چیزهایی را نقل می کنند آداب و رسوم را نقل می کنند همان میر نوروزی بود. ما الان سند هایش را داریم که شاید این همان حاج فیروز است. حاجی فیروز هنوز هست.»
در نهایت اين كه نوروز جشنی است که براساس شرایط زمان و به مدد فرهنگ پویای ما باقی مانده و اگرچه تغییر کرده اما از گذشته دور تا امروز باقی مانده است.

 برگرفته شده از سایت : http://oshihan.org/IndexJashn.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 20:7  توسط آرشام بليواني  | 

آيين‌هاي درگذشتگان را بشناسيم‌

آيين‌هاي درگذشتگان را بشناسيم‌

راشين جهانگيري

دين يا استوره‌هاي هيچ ملتي را نمي‌توان جدا از بافت تاريخي آن دريافت . بنابراين لازم است براي شناخت استوره‌ها و باورهاي كهن ايرانيان نخست تاريخ ايران را بكاويم.

در گذشته‌ي بسيار دور اقوامي كه اكنون در اروپا و ايران و هند زندگي مي‌كنند همگي به يك گروه بزرگ تعلق داشتند كه نام كنوني آن‌ها هند و اروپايي نهاده شده است. آرياييان به عنوان بخشي از اين مجموعه اقوام،‌ راهي جنوب شرقي شده و در گروه‌هاي كوچك در فلات‌هاي ايران و هند ساكن شدند و اين زمان را به هزاره‌ي دوم و اول پيش از ميلاد نسبت مي‌دهند. (هنيلز، شناخت اساطير ايران، ص13)

دين قوم هندوايراني در مجموعه‌اي از سرودهاي باستاني هندي به‌نام ريگ‌ودا و سرودهاي باستاني ايراني به نام يشت‌ها حفظ شده است.

اين دين بازتابي است از شيوه‌ي زندگي آنان كه از زيبايي طبيعت لذت مي‌بردند و در عين حال از خشم و دشمني آشكار طبيعت در هراس بودند . خدايانشان يا به‌صورت‌هاي شخصيت‌يافته‌اي از آرمان‌هايي مانند “راستي” اند يا پديده‌هايي طبيعي چون طوفان يا قهرمانان ماجراجو مانند ابيذره و كرساسپه (گرشاسب) كه ديوان تهديدكننده‌ي بشر را نابود مي‌كنند.

با وجود تغييراتي كه در باورهاي اصيل اين اقوام به‌تدريج رخ داده، هنوز ميزان نفوذ اين استوره‌ها بر آيين‌ها و آداب و باورهايشان به‌خوبي مشهود است از جمله‌ اين آيين‌ها، استوره‌ي آيين و نمادپردازي و مراسم مربوط به درگذشتگان و روان نيكان و بدان است.

پس از درخشش دين يكتاپرستي و آيين ستايش و نيايش اهورامزدا، خداوند يگانه و هستي‌بخش دانا، با وجود گسترش آموزه‌هاي زرتشتي در سرتاسر اين سرزمين هنوز برخي ميراث گذشتگان با چندوچوني تغييرات حفظ شده و مي‌توان رد پاي استوره‌هاي باستان اين قوم را در لابه‌لاي مراسم و آيين‌هاي روحاني‌شان يافت.

از جمله استوره‌هاي زرتشتي مي‌توان به استوره‌ي نيروي خير و شر، استوره‌ي آفرينش، نخستين پدر و مادر بشر و … و استوره‌هاي مرگ و پايان جهان اشاره داشت كه امروزه به‌شكل تلفيقي از باورهاي پيش زرتشتي با آموزه‌هاي ديني زرتشتي درآمده است.

زندگي پس از مرگ 

پس از مرگ روان به مدت سه شب پيرامون تن مي‌گردد . بر اساس باور به سه پايه‌ي ديني انديشه و گفتار و كردار نيك ، اعتقاد است كه روان در شب نخست به سخنانش در زندگي مي‌انديشد و به ترتيب در شب دوم به انديشه‌ها و شب سوم به كرده‌هايش فكر خواهد كرد و اين سه شب روان آرزوي يكي شدن با تن را دارد.

در اين مدت ديوان آزاردهنده مدام روان را مي‌آزارند و اين سروش دادگر است كه به پشتيباني روان مي‌شتابد. اين ميسر نخواهد شد مگر با نيايش‌ها و مراسمي كه بازماندگان براي درگذشته برپامي‌دارند. در سپيده‌دم روز چهارم داوري روان در برابر ديدگان مهر و سروش و رشن آغاز مي‌گردد. گرايشي به هيچ سو نيست ، نه به سوي توانگران و نه درويشان. درباره‌ي هر انساني كاملا بر پايه‌ي رفتار او در زمان زندگي‌اش داوري مي‌شود. پس از تعيين بهشتي ، دوزخي يا هميستگاني(برزخي) بودن روان، پلي به‌نام چينوت آشكار مي‌شود با دو رو، براي راستكاران عريض و آسان‌گذر و براي بدكاران به‌صورت تيغه‌ي تيزي مانند تيغ شمشير.                                              

گفته‌شده كه هم بدكاران و هم راستكاران با مانعي روبرو مي‌شوند و آن رودخانه‌اي است كه از اشك‌هاي سوگواران درست شده است. زاري و گريه‌ي بيش از اندازه رودخانه را به طغيان مي‌آورد و عبور از پل را براي روان دشوارتر مي‌كند. زرتشتيان اينگونه است كه زاري و مويه‌ي بيش از اندازه را نادرست مي‌شمارند زيرا آن كار به سلامتي سوگواري‌كننده آسيب مي‌رساند و به حال درگذشته نيز فايده‌اي ندارد. آنچه از سوي زرتشتيان مفيدتر است برگزاري آيين‌هاي درست براي درگذشته و خواندن سرودها و نيايش‌هاي روحاني است زيرا اين آيين‌ها موجب آسايش فراواني براي روان درگذشته و آرامش فكري ماندگان است.

زرتشتيان همواره با اين باور و انديشه‌ي اخلاقي زندگي مي‌كنند كه مجازات روان هيچ‌گاه ابدي نيست و تنها آرمان از هر پاداش و كيفر، بازسازي و اصلاح است.و رنج جاودانه در دوزخ نمي‌تواند سازنده و بازسازي‌كننده باشد. بدين‌ترتيب دوزخ روحاني زرتشتي موقتي است و در آن روان نتيجه‌ي كردار خود در طي زندگي را متناسب با آن دريافت مي‌كند و با پيروزي نهايي نيكي بر بدي ، هماروانان از بهشت و دوزخ و هميستگان برانگيخته‌ شده و به سرمنزل نهايي يعني درگاه خداوندي رسيده و با او يكي مي‌گردند .

زرتشتيان احساس مي‌كنند كه با مردگان در ارتباط‌اند و از آن‌ها دعوت مي‌كنند تا در جشن‌هاي زندگان، نه در غم بلكه در شادي‌هاي جمعي، “براي شادي روان” شركت جويند. حتي تا چندي قبل مراسمي به‌نام شمع و لگنري در هنگام درگذشت فرد و در سي‌روز پس از درگذشت وي در روستاهاي زرتشتي‌نشين يزد برگزار مي‌شد و زندگان بدن درگذشته را پس از پاكيزگي با ساز و دهل و كرنا به‌سوي دخمه يا برج خاموشان برده و پيشاپيش وي سيني بزرگ مسي تزيين‌شده با شمع‌هاي روشن حمل مي‌كردند و او را با نور و سرور به‌سوي جايگاه ابدي‌اش راهنمايي مي‌كردند و آن‌را آغاز زندگي جاودان براي روان دانسته و اين زندگي جديد را براي روان درگذشته جشن گرفته و به‌جاي سوگ و شيون به شادي روحاني مبدل مي‌كردند. (نقل از خانم دكتر مزداپور و خانم گلبايي خوبچهر و شهناز سرخابي)

مري بويس در كتاب بنيادهاي خيريه‌ زرتشتيان صفحه 247 گفته است:

پس از مدت زماني كه از مهمان‌نوازي زردشتيان ايران برخوردار بودم به خود جرات دادم تا از ايشان درباره‌ي احساس آنان براي مردگان بپرسم كه آيا آنان هيچگاه جشني برگزار مي‌كنند كه همراه آن مراسمي براي مردگان نباشد. پاسخ آنان كه با شگفتي ملايمي همراه بود اين بود: “البته كه چنين نيست ، ما هميشه مي‌خواهيم كه مردگان در شادي‌هايمان شريك باشند.”

اما جشن‌هايي در ميان مراسم زرتشتيان وجود دارد كه به‌صورت ويژه‌تري مرتبط با درگذشتگان است از آن جمله جشن فروردينگان (فرودگ) است كه پس از آغاز نوروز سومين جشن زرتشتيان در سال جديد است. جشن نخست، زايش پيامبر در ششم فروردين ماه، جشن دوم كه منابع تاريخي كمتر به آن پرداخته‌اند روز هفدهم فروردين ماه برابر با سروش روز است كه نخستين ايزدي است كه مردم را به ذكر و زمزمه فراخواند. بيروني مي‌گويد كه ايرانيان باستان به هنگام نيايش‌ها، ناچار از خوردن خوراكي‌هاي تقديس‌شده مراسم بودند از اين‌رو نيايش را زمزمه مي‌كردند يا به‌اصطلاح زرتشتي باج يا واژ مي‌گرفتند. با رسيدن اين جشن هوا خنك و مطبوع و آب‌ها گواراست و زمان خوشي و خرمي فرامي‌رسد كه با بهار همراه است.

اما سومين جشن در اين ماه در روز نوزدهم از جشن‌هاي مهمي است كه آيين‌هاي آن مرتبط با گرامي‌داشت روان درگذشتگان است. گويا در دوره‌اي از تاريخ كه سال نو با آذر ماه آغاز مي‌شده ايام فروردگان در پايان آبان ماه قرار داشته كه اينك در پايان سال بوده و اين جشن نيز مرتبط با اين ايام است.

امروزه نيز چون گذشته در جشن فروردينگان كه به پاسداشت فروشي درگذشتگان برگزار مي‌شود زرتشتيان بر سر آرامگاه درگذشتگان رفته و در كنار موبدان به نيايش‌خواني (موسوم به آفرينگان) و داد و دهش و روشن‌كردن شمع و سوزاندن بوي خوش و پذيرايي با خوراكي‌هاي ويژه مي‌پردازند .(آذرگشسب، بي‌تا، ص12-11)

اما دوران فروردگان كه برابر است با ده روز پاياني سال، از كهن‌ترين جشن‌هاي ايراني است. در باورهاي ايرانيان باستان، هر آفريده‌ي نيك نيرويي پيش‌برنده در خود نهفته دارد كه پيش از زايش وي در آسمان‌ها و همراه ايزدان و امشاسپندان است و پس از مرگ نيز از تن جدا و با همان ويژگي نخستين، بي‌هيچ تأثيري از اعمال و كردار آدمي به عالم مينوي برمي‌گردد. اين نيرو كه فروهر يا فروشي است هرسال در آستانه‌ي آغاز سال نو به خانه‌ي خود بازمي‌گردد. واژه‌ي فرودين نيز برگرفته از همين واژه است و بنابراين فرودين ماه فروشي‌ها و فروردگان جشن منسوب به‌ آن‌هاست.

اين ايام را - كه جشن گاهنبار ششم يا جشن آفرينش انسان هم در آن واقع است – در ايران باستان در گستره‌اي وسيع جشن مي‌گرفتند. اين جشن كه از جمله آيين‌هاي پيشواز رفتن نوروز است همچون روزگار گذشته در ميان زرتشتيان ايران به‌صورت پاك‌كردن خانه‌ها، پوشيدن رخت نو و عطرآگين‌كردن خانه و خواندن نيايش‌ها و سرودهاي ديني براي پذيرايي فروشي‌هاي درگذشتگان برگزار مي‌شود و به‌نظر مي‌رسد خانه‌تكاني پيش از نوروز بازمانده‌ي همين رسم باستاني باشد.

برگرفته از:

1-  هنيلز،جان. شناخت اساطير ايران. ترجمه ژاله آموزگار، احمد تفضلي. تهران: 1377.

2-  بهرامي، عسگر. جشن‌هاي ايرانيان. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383.

۳- سایتwww.yataahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 8:58  توسط آرشام بليواني  | 

جشن تيرگان

جشن تيرگان

 اين جشن ميان زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند. لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند. پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند.


شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند .
از مهم ترين چيزهايي كه در اين جشن تدارك مي ديدند، بندي بود از تارهاي هفت رنگ ابريشم يا نخ كه با رشته اي از سيم زرين و نازك مي بافتند. اين بند را “ تير و باد
Tiru-Bad ” مي ناميدند. در اين روز كله قند را در كاغذهاي سبز رنگ بسته بندي كرده و دور آن “ تيروباد” مي بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پيش كش مي فرستادند. از روزهاي پيش از جشن  “ تيروباد ” در همه خانه ها مهيا مي شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ويژه كودكان - اين بند را به مچ دست يا به دكمه لباس و جايي از پوشاك مي بستند. اين بند را با خوشي و شادماني تا روز پايان جشن يعني باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذكور به دشت يا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فرياد و بانگ شادماني به باد مي سپردند. اين كردار اشاره اي به عمل آرش كمانگير دارد كه تير را رها كرد و مرز ايران زمين معين شد. جنگ و ستيزي طولاني پايان يافت و به فرمان خداوند، باد يا ايزد باد، تير را در آن مسافت دور برد. به همين جهت بر آن تمثيل اين رسم انجام مي شد كه باد آن بند را به ياد حادثه مذكور به دورها مي برد. به همين جهت است كه مبدا جشن را تير روز و پايان آن را باد روز قرار داده اند، بر اين انديشه كه تير در روز باد، پس از ده روز از حركت ايستاد.
ديگر از آداب اين جشن ميان زرتشتيان، فال كوزه مي باشد. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار ميشود، به اين طريق كه در مجلسي كه از پيش كساني در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغي كوزه اي خالي يا پر از آب را دور مجلس مي گرداند و هركس به نيتي كه دارد چيزي در آن مي اندازد و سپس كوزه را در جايي مي نهند كه زير درخت باشد و پارچه سبزي روي كوزه مي كشند و آيينه اي روي آن مي گذارند. آنگاه عصر روز تير و جشن ، همان دختر مراسم تطهير انجام داده و كشتي نو مي كند و كوزه را برداشته و باج مي گيرد يعني ساكت و خاموش مي ماند و سرگذر در محله مي نشيند. مهمانان روز پيش، كه هريك با نيت چيزي در كوزه افكنده بودند مي آيند. هر كس شعري مي خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چيزي بيرون مي آورد. صاحب آن شي ،  نيت خود را با شعري كه خوانده شده سنجيده و بدان فال گرفته و آنرا شگون مي داند.

 منابع و مآخذ : www.yataahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 8:12  توسط آرشام بليواني  |